تبليغاتX
دوستان





اسلامیت یا جمهوریت؟  

سیدمرتضی آوینی

یادم هست آن روزها که تازه انقلاب اسلامی پیروز شده بود و برای نخستین بار عنوان «جمهوری اسلامی» برای این نظام تازه ای که همچون ثمره سیاسی انقلاب تلقی می شد بر سر زبان ها افتاده بود ، یکی از نویسندگان سیاسی صاحب شهرت که بعدها سر از لس آنجلس  در آورد ،من باب تشکیک در امکان تحقق چنین نظامی به این استدلال آویزان شده بود که «اصلآ جمهوری اسلامی دیگر چه صیغه ای است؟ این که جز یک ترکیب موهوم بیش نیست و ..... مگر جمع این دو -جمهوریت و اسلامیت - ممکن است؟»

پرچم ایران

......«جمهوری اسلامی» ،علی رغم آنکه از چهل و چند سال پیش به این سو حکومت پاکستان خود را به آن منتسب می دارد ، بدون تردید تعبیری کاملآ بدیع و بی سابقه است.خواهم گفت که «جمهوری اسلامی» همچون ثمره سیاسی انقلاب اسلامی ایران، مفهومی نیست که از انضمام این دو جزء - جمهوریت و اسلامیت - حاصل آمده باشد و بنابراین، با تحقق در رابطه این دو جزء با یکدیگر نیز قابل شناخت نیست. به عبارت روشن تر، «اسلامیت» در جهان امروز همچون صورتی از یک نظام حکومتی، تعریف ناشده و موهوم است، حال آنکه «جمهوریت» چنین نیست. تجربه های سیاسی دنیای جدید، علی الخصوص در این سه قرن اخیر، تمامآ در جهت و تبیین چگونگی حضور مردم در حکومت ها بوده است و بنابراین ، در ترکیب «جمهوری اسلامی»، صفت اسلامیت نمی تواند به تبیین و تعریف بیشتر معنای این ترکیب مددی برساند و..... خواه نا خواه آنچه در عمل پیش خواهد آمد و ضعیتی غیر مشخص چون حکومت پاکستان خواهد داشت که یکی از بدترین انواع دموکراسی است. گذشته از آنکه «جمهوریت» همان «دموکراسی» نیست و بنابراین ، آنان که قصد دارند با استفاده از این تعابیر بیان مقصود کنند ،بهتر است نخست در حدود این تعابیر و نسبت آنها با یکدیگر بحث کنند.

حکومت اسلامی هیچیک از انواع طرز حکومت های موجود نیست

«جمهوری اسلامی» تعبیری نیست که از انضمام این دو جزء -جمهوریت و اسلامیت - حاصل آمده باشد و چنین دریافتی از همان آغاز بر یک اشتباه غیر قابل جبران بنا شده است. «جمهوری اسلامی» تعبیری است که بنیانگذار آن برای «حکومت اسلامی آن سان که دنیای امروز استطاعت قبول آن را دارد» ابداع کرده است و تعبیر جمهوری اسلامی اگر چه حد و رسم این نظام را تبیین می کند ، اما در عین حال از اظهار ماهیت و حقیقت آن عاجز است. ذهن انسان امروز به مجرد مواجهه با تعبیر «جمهوریت» متوجه پارلما نتاریسم و انواع دموکراسی می شود، و اما در مواجهه با تعبیر «اسلامیت» هیچ مصداق روشن و یا تعریف معینی نمی یابد، چرا که اسلام ، به مثابه یک نظام حکومتی ، بر هیچ تجربه تاریخی از دنیای جدید استوار نیست. تجربه تاریخی صدر از اول نیز صورتی مدون ندارد و در نسبت با انواع نظام های حکومتی در دنیای جدید تعریف نشده است.

شهیدآوینی

بگذریم از آنکه اگر  حقیقتش را بخواهیم ، تعبیر «دموکراسی» نیز کاملآ موهوم است و اگر در مواجهه با این تعبیر برای عقل متعارف پرسشی پیش نمی آید به آن علت است که بشر امروز مسیر فرهنگ غرب است و اسیر در نظام پیچیده فراگیری که به او اجازه نمی دهد بیرون از اعتبارات ذهنی و کاملاً انتزاعی دنیای جدید بیندیشد

..... و اما موجد انقلاب اسلامی چیست و مرجع آن برای تشکیل حکومت کدام است؟ اگر علل موجد انقلاب اسلامی ایران هیچ یک از عللی نیست که انسان این روزگار را به تحرکات سیاسی و ایجاد انقلاب کشانده است ، آیا می توان انتظار داشت که ثمره پیروزی انقلاب اسلامی یکی از حکومت های شناخته شده دنیای جدید باشد؟ آیا این انتظار توقعی معقول است که ما پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، برای تشکیل حکومت به دولت -شهر اتن در قرن پنجم قبل از میلاد بنگریم؟

مسلم است که مرجع ما برای تشکیل حکومت نمی توانست هیچ یک از تجربیات تاریخی بشر ،جز حکومت مدینه در صدر تاریخ هجری باشد، چراکه موجد انقلاب اسلامی نیز ،از لحاظ نظری ، نظریه ولایت فقیه بود که بنیانگذار جمهوری اسلامی آن را در کتاب «ولایت فقیه» طرح و تفسیر کرده است .پس هنگامی که نه در علل نظری ایجاد و نه در مرجعیت تاریخی ، فی ما بین انقلاب اسلامی و انقلاب های دیگری که در نیای جدید رخ داده است اشتراکی وجود ندارد ، به طریق اولی نمی توان انتظار داشت که این اشتراک در نظام حکومتی بر خاسته از انقلاب اسلامی پیدا شود.

مسلم است که مرجع ما برای تشکیل حکومت نمی توانست هیچ یک از تجربیات تاریخی بشر ،جز حکومت مدینه در صدر تاریخ هجری باشد

همان طور که گفتم ، وجه تمایز و تفاوت نظام های دموکراتیک را از غیر آن نباید در وجود پارلمان و یا تکثر قوای سه گانه پیدا کرد. پارلمان و نهادهای دیگر وسایطی هستند در خدمت عقل مشترک عمومی واعمال ارده همگانی، و اگر نه ، نفس قانون چیزی نیست که در غرب و در روزگار جدید ابداع شده باشد و زمینه وجود مجالس شورا ونهادهای مجزای اجرایی وقضایی در همه اعصار تاریخ بشری وجود داشته است.

در کتاب «ولایت فقیه» نیز حضرت امام خمینی بعد از بیان ضرورت تشکیل حکومت اسلامی ،آنگاه که به تبیین وجوه تمایز این نظام از دیگر حکومت ها می پردازد، باصراحت بر همین امر تاکید می ورزند:

حکومت اسلامی هیچیک از انواع طرز حکومت های موجود نیست. ....

حکومت اسلامی نه استبدای است و نه مطلقه ، بلکه مشروطه است.

البته نه مشروطه به معنی متعارف فعلی آن که تصویب قوانین تابع آراء اشخاص و اکثریت باشد.مشروطه از این جهت که حکومت کنندگان در اجرا و اداره مقید به یک مجموعه شرط هستند که در قران کریم وسنت رسول اکرم معین گشته است. مجموعه شرط همان احکام و قوانین اسلام است که باید رعایت و اجرا شود. از اینجهت حکومت اسلامی حکومت قانون الهی مردم است.

هیچ کس حق قانونگذاری ندارد و هیچ قانونی جز حکم شارع را نمی توان بمورد اجرا گذاشت. بهمین سبب در حکومت اسلامی بجای مجلس قانو نگذاری که یکی از سه دسته حکومت کنندگان را تشکیل می دهد مجلس برنامه ریزی وجود دارد که برای وزارتخانه های مختلف در پرتو احکام اسلام برنامه ترتیب میدهد و با این برنامه ها کیفیت انجام خدمات عمومی را در سراسر کشور تعیین میکند.

شهید آوینی

.....مجموعه قوانین اسلام که در قران وسنت گرد آمده توسط مسلمانان پذیرفته و مطاع شناخته شده است . این توافق و پذیرفتن، کار حکومت را آسان نموده و به خود مردم متعلق کرده است.

.....ارکان عملی نظریه ولایت فقیه که تنها صورت ممکن تاسیس حکومت اسلامی است، در مقیاس با انواع دیگر حکومت ها یی که در دنیای جدید پدید آمده اند در همین گفتار کوتاه بیان شده است. رئوس آنچه در این فصل از کتاب مورد بحث واقع شده از این قرار است:

حکومت اسلامی حکومت قانون است و در آن نه تنها اختیار تشریعی و تقنین با حاکمان نیست، بلکه رای اشخاص -حتی رسول اکرم (ص) در حکومت دخالتی ندارد.

نسبت و تعلق این حکومت به مردم از طریق توافقی است که آنان را برای قبول قوانین اسلام و عمل به آن آماده کرده است و این توافق از طریق (بیعت) انجام میشود. نکته ظریفی که در اینجا وجود دارد آن است که بیعت -یا انتخاب مردمی - اگر چه شرط لازم و مطلق احراز مقام ولایت نیست ، اما شرطی است که ولایت یا حاکمیت را به فعلیت می رساند، چنان که تجربه تاریخی خلافت علی (ع) به آن اشاره دارد. بیعت مردم با او بعد از مرگ عثمان ، ولایتی را فعلیت بخشید که پیش از این در غدیر خم از جانب خدا و به دست رسول الله به آن انتصاب یافته بود. یعنی احراز صلاحیت برای ولایت اگر چه با بیعت یا انتخاب مردم به اثبات نمی رسد، اما این هست که تا اتفاق جمهور مردم نباشد، ولایت صورتی بالفعل نمی یابد.

......پذیرش شریعت اسلام، چه بدانند و چه ندانند ، ملازم با قبول این حکم است که «شریعت اسلام می تواند در صورتی از یک نظام سیاسی که منشا گرفته از آن است که به تاسیس حکومت بپردازد.» شریعت همچنان داری حییثتی عبادی است ،حیثیتی سیاسی نیز دارد و این دو حیثیت ،خواه نا خواه ، ملازم با یکدیگر و انفکاک ناپذیر هستند.

.....با کمی تامل می توان دریافت که حکومت اسلامی در این زمان صورت دیگری جز آنچه به طور طبیعی در جمهوری اسلامی به خود گرفته است نمی تواند پیدا کند و البته از آنجا که هیچ تجربه دیگری نظیر آن در تاریخ دنیای جدید وجود ندارد، چه بسا که قانون اساسی جمهوری اسلامی ، در پاسخ به اقتضائات و نتایجی که در عمل حاصل می آید، مراحل دیگری از تغییر و تتمیم را به خود ببیند.

نوشته شده توسط m.r.k.s | لینک ثابت | موضوع: |

مقصراتفاقات پس ازانتخابات کيست؟ 

روزهاي انتهايي بهار سال 1388، يکي از مهم ترين فرازهاي تاريخ انقلاب اسلامي بود. اگرچه در 30 سال گذشته انتخابات مکرري صورت گرفته است ،اما انتخابات رياست جمهوري دهم از حساسيت ها و ويژگي هاي خاصي برخوردار است. شايد به اذعان تمامي کارشناسان سياسي در  جهان، ايران داراي بزرگترين سازو کار مردم سالاري در خاورميانه بوده و از اين لحاظ کشوري پيشرو در منطقه مي باشد. فرايند انتخابات رياست جمهوري دهم  اگرچه آغازي شيرين و نويدبخش داشت ولي به انجامي که انتظار مي رفت، منجر نگرديد و با برخي تلخي ها همراه شد. در اين نوشتار برآنيم تا با نگاهي علمي و موشکافانه تلخي ها و شيريني هاي اين انتخابات را واکاوي نمائيم.

 تحولات و حوادث تلخ بعد از انتخابات ذهن مردان سياست و حتي مردم عادي را به اين سو ميل داده که مقصر اصلي در رخ دادن اين تلخ‏حادثه‏ها کيست؟ خون بهاي کشته شدگان بر عهده کيست؟ و البته طبيعي است که هر يک از طرفين، طرف مقابل را که متاسفانه اکنون از رقيب به خصم تبديل شده، مقصر اصلي مي دانند.

اما براستي مقصر کيست؟

کند و کاو و يافتن مقصر فردي يا ارگاني براي خونهاي ريخته شده نه تنها به حل بحران کمک نمي کند بلکه دامنه آن را وسيع تر و کنترل آن را دشوارتر مي سازد

کند و کاو و يافتن مقصر فردي يا ارگاني براي خونهاي ريخته شده نه تنها به حل بحران کمک نمي کند بلکه دامنه آن را وسيع تر و کنترل آن را دشوارتر مي سازد. تأمل دقيق در زواياي آشکار و نهان تحولات اخير نشان مي دهد که مقصر اصلي در شکل گيري مشکلات پس از انتخابات را بايد در عدم  تعميق ساختارهاي مردم سالارانه و عدم نهادينه شدن اخلاق اسلامي در چهارچوب مردم سالاري ديني دانست.

يکي از مهمترين سوالات در اين روزها اين است که ايا تجربه رقابت سياسي و فضاي مشارکت گرايانه که منجر به ايجاد  واگرايي و نزاع ميان نخبگان وهواداران مي گردد منحصر به ايران است؟ ايا تجربه ديگر کشورها نيز منجر به چنين وقايع و رويدادهاي تلخي مي گردد؟ در صورت وجود تجربه هاي موفق در رفع نزاع در رقابتهاي سياسي در جهان چه نقاط و مولفه هايي آنان را از ما متمايز مي سازد؟

مهمترين مفروض تحليلي اين نوشتار ان است که تجربه کنش در فضاي رقابتي مردم سالار نيازمند فرهنگ، ساختارها، رويه ها، رسانه ها، نهادها و تجارب تاريخي است که در طي تاريخ و به مرور زمان بر اثر تعاملات رقابت مدارانه و متناسب با نيازهاي يک نظام مردمسالار تحول يافته باشند اما زمان کافي براي اين تحول در ايران سپري نشده است. در اين راه براي بررسي چگونگي و چرايي عدم بهره برداري صحيح از اين فرصت تاريخي، تحولات رخ داده را با توجه به تجارب مردم سالاري در جهان و ايران،اخلاق و فرهنگ سياسي،آسيب شناسي رسانه اي ،تحليل و نقد نهاد ها و فرايندها ي انتخاباتي  مرور خواهيم کرد.

دمکراسي در جهان

دمکراسي و رقابت سياسي در عصر مدرن قدمتي چند صد ساله دارد. اولين تجربه دمکراتيک براي شکل گيري مجلسي از نمايندگان مردم در انگلستان به سال 1265 ميلادي يعني حدود 754 سال پيش بازمي گردد. اگرچه در طي قرنها طيف صاحبان حق راي از نجبا و اشراف به سرمايه داران و سپس مردم عادي، زنان و برده ها گسترش يافت و حدود اختيارات مردم و احزاب سياسي بيشتر شد،اما اين فرايند  بيش از 7 قرن به درازا انجاميد و نهادها، رويه ها، و فرهنگ سياسي خاص خود را برجا گذاشت.

سابقه رويه هاي دمکراتيک در آمريکا به آغاز استقلال اين کشور از امپراطوري بريتانيا در سال 1776 ميلادي بازمي گردد؛هر چند که ابتدا حق راي محدود بود و سالها طول کشيد تا اين حق به توده هاي ضعيف مردم و زنان داده شود.

وجود سابقه دموکراسي چند صد ساله در کشورهاي غربي ،زمينه را براي ايجاد فرهنگ سياسي متناسب با تضادهاي ناشي از رقابتهاي سياسي  فراهم ساخته است.اين فرهنگ به همراه ساختارها و نهادهاي مدني،قضايي و سياسي زمينه را براي حل وفصل مسالمت آميز مشکلات فراهم کرده و از واگرايي حاد در عرصه سياسي جلوگيري مي کند.  

اگرچه ماهيت دمکراسي هاي آمريکا، انگلستان و ساير کشورهاي غربي با هويت ليبرال و سرمايه داري عجين شده است و مدل مردم سالاري ديني داراي ماهيتي ارزش مدارانه، اخلاق مدارانه و متفاوت از دمکراسي هاي ليبرال غربي است، اما در اصل رجوع به آراي مردم، روش رقابت و نهادهاي متولي، شباهتهايي ميان آنها وجود دارد.

اگرچه ماهيت دمکراسي هاي آمريکا، انگلستان و ساير کشورهاي غربي با هويت ليبرال و سرمايه داري عجين شده است و مدل مردم سالاري ديني داراي ماهيتي ارزش مدارانه، اخلاق مدارانه و متفاوت از دمکراسي هاي ليبرال غربي اما در اصل رجوع به آراي مردم، روش رقابت و نهادهاي متولي، شباهتهايي ميان آنها وجود دارد

تجربه مردم سالاري در ايران

تصاوير نمايندگان مجلس اول

14 مرداد 1285 هجري شمسي ،روزي است که فرمان مشروطه از سوي مظفرالدين شاه قاجار صادر شد و به اين ترتيب پس از حداقل 2500 سال پادشاهي که عمدتاً با استبداد همراه بود، اولين تجربه مردم سالاري ايرانيان رقم خورد. حدود 103 سال از اين واقعه مي گذرد اما در همين مدت، تجربه مردم سالاري ايرانيان با فراز و نشيب هايي همراه بوده است. 20 سال استبداد رضاشاهي و 25 سال استبداد محمدرضاشاهي پس از فرجه اي 12 ساله که با سقوط مصدق پايان يافت، باعث شد که اين تجربه مجال کافي براي رشد و نمو را نيابد.

پس از پيروزي انقلاب اسلامي، چشم انداز نويني براي تجربه مردم سالاري  فراروي ايرانيان گشوده شد. مدت 30 سال پس ازانقلاب در واقع اولين تجربه مداوم مردم سالاري در ايران است که به صورت ميان مدت و هماهنگ با تئوري ولايت فقيه و انديشه سياسي امام خميني بر پايه توأماني جمهوريت و اسلاميت استوار شد.

جايگاه انتخابات دهم

انتخابات رياست جمهوري دهم در مقايسه با انتخابات پيشين واجد برخي تمايزها و برجستگي هاست. در اکثر انتخابات معمول چه در ايران و چه در جهان، رقابت ميان احزاب يا جناحهاي سياسي و گروهي از طرفداران پر و پا قرص آنها محدود مي ماند که از آن با عنوان رقابت سياسي ياد مي کنيم. اما در اين انتخابات رقابت از سطح احزاب و هواداران آنها فراتر رفته و به لايه هاي دروني اجتماع کشيده شد که شاهد آن حضور پر رنگ مردم در خيابانها براي نشان دادن طرفداري جدي خود از نامزد مورد علاقه بود.

مسئله اين انتخابات اخير به بحث هاي سياسي داغ منجر شد تا جايي که محافل خصوصي خانواده ها نيز به ميتينگ هاي سياسي اعضاي خانه تبديل شد.

اين امر نشان دهنده پيدايش پتانسيل اجتماعي عظيمي بود که در تاريخ انتخابات انقلاب بي نظير بود و به مشارکت 85 درصدي مردم نيز منجر شد.

 بهره برداري مناسب از اين پتانسيل اجتماعي منحصر به فرد، نيازمند وجود فرهنگ سياسي مترقي و متعالي در ميان نخبگان سياسي، احزاب و هواداران، وجود رسانه هاي حرفه اي، ملي و فراگير، احزاب قوي و نهادمند و داراي پايگاه اجتماعي مشخص، فرايندهاي اجرايي و نظارتي کارا و در نهايت نهادهاي آماري بي طرف و تخصصي مي باشد.

اگر در غرب اخلاق عرفي مبتني بر قرارداد اجتماعي مبناي عمل قرار مي گيرد، در نظام مردم سالار ديني ارزشهاي اخلاقي با داشتن وثاقت ديني و ضمانت اجراي مذهبي از جايگاه بالاتري برخوردار است. اما متاسفانه در عمل کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

 بهره برداري مناسب از اين پتانسيل اجتماعي منحصر به فرد، نيازمند وجود فرهنگ سياسي مترقي و متعالي در ميان نخبگان سياسي، احزاب و هواداران، وجود رسانه هاي حرفه اي، ملي و فراگير، احزاب قوي و نهادمند و داراي پايگاه اجتماعي مشخص، فرايندهاي اجرايي و نظارتي کارا و در نهايت نهادهاي آماري بي طرف و تخصصي مي باشد

تمرين مردمسالاري از طرف رسانه ها، احزاب، نامزدها و نهادهاي درگير انتخابات نيازمند تجربه و فرهنگ سياسي متعالي و مترقي است. اگرچه برخي تحليلهاي امنيتي و اطلاعاتي از يک سو و برخي تحليلهاي ساختارشکنانه و افراطي از سوي ديگر بر يافتن فرد و يا ارگان مقصر درکوتاه مدت تاکيد مي کند، ما در سلسله نوشتارهاي پيش رو با نگاهي ساختارگرايانه و آسيب شناسانه خواهيم کوشيد به صورت علمي، بي طرف و استراتژيک در حوزه فرهنگ سياسي (نامزدها، نخبگان سياسي، احزاب و هواداران) رسانه ها و کارکردهاي انها، جناحها  و احزاب، فرايند ها و رويه هاي اجرايي و نظارتي و در نهايت نهادها به تحليل اسيب شناسانه وضعيت فعلي پرداخته و بکوشيم ضمن معرفي زمينه هاي مشکلات پيش رو با شناخت انها زمينه هاي رفع نواقص را فراهم کرده و بستر تحقق کامل مردمسالاري ديني را فراهم نماييم.

نوشته شده توسط m.r.k.s | لینک ثابت | موضوع: |

احمدی نژاد در کشتی نوح! 

مقدمه:

در این چند روز مساله کنفرانس ضد نژاد پرستی و اتفاقاتی که در آن برای ریاست محترم جمهور افتاد  در صدر وقایع و تحلیلها می باشد. در اخبار یکی دو روز گذشته ما با  تصویر سخنرانی ریاست محترم جمهور و سپس  تشنج ایجاد شده در جلسه و هم چنین تشویق های حضار  روبرو بوده ایم. پس از دیدن این صحنه ها این سوالها در ذهن پدید می آید که این کنفرانس چرا و توسط چه کسی برگزار شد؟ چرا ریاست جمهور ایران در آن شرکت کرد؟سایر شرکت کنندگان در آن چه کسانی بودند؟ایجاد و شکل گیری این اتفاقات و تشنجات به چه دلیل بود؟ اخلاگران  در سخنرانی ریاست جمهور ایران چه کسانی بودند ؟و ... 

در این نوشتار هدف اصلی ما معرفی کنفرانس مبارزه با نژاد پرستی سازمان ملل متحد و دلایل شرکت ایران در عالی ترین سطوح در آن و هم چنین ارائه تحلیلی از وقایعی که در آن روی داد است می باشد.

نام و اهداف کنفرانس:

این کنفرانس  در اصل "کنفرانس بازبینی دوربان در ژنو"در سال 2009 نام داشت و در واقع  ادامه "  کنفرانس جهانی ضد نژاد پرستی دوربان"که در سال 2001 برگزار شد،بود.شعار کنفرانس "اتحاد علیه نژاد پرستی:حرمت  و عدالت برای همه" بود. البته این کنفرانس به کنفرانس دوربان 2 موسوم می باشد.

این کنفرانس در ادامه کنفرانسهای سازمان ملل متحد درباره مبارزه با نژاد پرستی  برگزار گردید.بانی اصلی برگزاری این

آرم کنفرانس ژنو

کنفرانس،سازمان ملل متحد بود. این اجلاس اکثرا در ژنو  برگزار می گردید.اما به پاس  بزرگداشت مبارزات مردم آفریقای جنوبی در حذف آپارتاید و تبعیض نژادی اجلاس قبل در شهر دوربان آفریقای جنوبی برگزار شده بود. این نشست به ابتکار سازمان ملل متحد برای یک هفته و به منظور بررسی پیشرفت ها و دست آورد های این مبارزه از سال 2001 تا کنون در ژنو جریان دارد. در این کنفرانس مقرر است مسائل مربوط به قاچاق انسان، تبعیض علیه مهاجران در برخی کشور ها و تبعیض نسبت به اقلیت های قومی و مذهبی مطرح و راه های مبارزه با آن ها مورد بررسی قرار گیرد.

شرکت کنندگان در کنفرانس:

شرکت در این کنفرانس برای تمام اعضای سازمان ملل امکان پذیر بود.در جهان امروز علاوه بر دولتها که تا چند دهه پیش تنها بازیگران عرصه بین الملل بودند،بازیگران دیگری نیز در عرصه بین المللی ظهور و بروز یافته اند که این انحصار را از میان برده اند.سازمانهای مردم نهاد(NGO) که در سطح فروملی و یا فرا ملی فعالیت می کنند از دیگر بازیگرانند.علاوه بر این بازیگران جدید،سازمانهای بین المللی نیز در عرصه جهانی نقش آفرینی می کنند.با این اوصاف حاضران در کنفرانس تمام بازیگران بین المللی شامل دولتها،سازمانهای مردم نهاد از طیف های مختلف طرفدار حقوق بشر،حقوق اقلیتهای قومی،طرفدار صلح،محیط زیستی،هم جنس گرا،فمینیست،طرفدار حقوق اقلیتهای دینی ،و ...،نهادها و آزانسهای مرتبط با سازمان ملل،سازمانهای حقوق بشری جهانی و منطقه ای بوده اند.شاید بی مناسبت نباشد که شباهتی میان این کنفرانس و کشتی نوح(ع) بیابیم که در آن تمام جانداران و مخلوقات خدا از هر نوع و رنگی حضور داشتند.

حاضران در کنفرانس تمام بازیگران بین المللی شامل دولتها،سازمانهای مردم نهاد از طیف های مختلف ،نهادها و آزانسهای مرتبط با سازمان ملل،سازمانهای حقوق بشری جهانی و منطقه ای بوده اند.

اما در سطح ریاست جمهور ایران از معدود کشورهایی بود که حضور داشت. که در ذیل بررسی دلایل این امر می پردازیم:

دلایل شرکت ایران در این کنفرانس در سطح عالی:

1-سابقه ی  به نسبت مثبت کنفرانس دوربان 1:

در نشست دوربان 1 گروه هایی  شامل نمایندگان رسمی دولتها و نمایندگان سازمان های غیر دولتی فعال در زمینه مبارزه با نژاد پرستی و حقوق بشر در آن شرکت کرده بودند. گرچه در آن نشست در بخش نمایندگان رسمی به علت تهدید هیئت آمریکایی به سرپرستی کالین پاول وزیر خارجه وقت آمریکا به خروج از نشست قطعنامه ای تند علیه رژیم اسرائیل در متن نهایی بیانیه گنجانده نشد، اما نشست سازمان های غیر دولتی در آن سال شاهد جنجال و تبلیغات ضد صهیونیستی شدیدی علیه صهیونیستها بود.

در نشست سازمان های غیر دولتی در آن سال گروههای فعال حقوق بشر، رژیم اسرائیل را به سبب اقدامات خشونت بار

پوستر کنفرانس

و نژاد پرستانه علیه ملت فلسطین محکوم کرده و خواستاراقدام از سوی جامعه جهانی برای توقف آن شدند.

این مسئله سبب گردید تا فعالان حقوق بشر و دولتهای اسلامی چشم امید خود را به نشست ژنو بدوزند تا شاید بتوانند در نشست مذکور، هم در سطح غیر دولتی و هم در سطح دولتی، اسرائیل را به عنوان رژیمی نژاد پرست معرفی کنند.

اما باید توجه داشته باشید که بر خلاف باورهای عمومی و برخلاف بسیاری از نوشته های روزنامه های عربی و غیر عربی این کنفرانس در بخش دولتها  تصمیمی درباره نژادپرست بودن صهیونیسم اتخاذ نکرده وحتی اصلا موضوع نژادپرست بودن صهیونیسم را مطرح و بررسی نکرده است و تنها برخی سران مدعو و نمایندگان در سخنانشان به موضوع اشاره ای تلویحی یا صریح کردند ولی طرح دقیق و رسمی این موضوع هرگز در کار نبود .

در نشست سازمان های غیر دولتی دوربان 1گروههای فعال حقوق بشر، رژیم اسرائیل را به سبب اقدامات خشونت بار و نژاد پرستانه علیه ملت فلسطین محکوم کرده و خواستاراقدام از سوی جامعه جهانی برای توقف آن شدند.

 2- خنثی سازی  تلاشهای حامیان غربی اسراییل  برای کمرنگ سازی  بار ضد اسراییلی کنفرانس قبل:

سازمان ملل تحت فشار آمریکا، اسرائیل و کشورهای اروپایی و بمنظور جلوگیری از تحریم جهانی مجبور به تغییر در پیش نویس پایانی بیانیه این کنفرانس شد و دو تغییر عمده در بیانیه پایانی این کنفرانس اتخاذ کرد که بر اساس این تغییرات نباید از اسرائیل به عنوان صهیونیست نام برده شود و دیگر اینکه از فلسطینی ها هم نباید به عنوان قربانی نژادپرستی یاد شود. بر اساس این دو تغییر می توان گفت اهداف اولیه کنفرانس دوربان 2محکومیت اسرائیل نیست بلکه برعکس تلاش برای کمرنگ کردن تاثیرات نتایج دوربان یک که در آن اسرائیل توسط سازمانهای مردم نهاد  به عنوان نژادپرست محکوم شد، است. در کنفرانس دوربان یک از آنجا که سازمانهای غیردولتی قطعنامه 3371 سازمان ملل قطعنامه ای را که در آن صهیونیسم به عنوان نژاد پرست متهم شده است  احیا کردند، آمریکا و اسرائیل تصمیم به تحریم این کنفرانس و عدم شرکت گرفتند.

بر این اساس ،موضع گیری سران سازمان ملل از ابتدای کنفرانس جانبدارانه و به نفع اسراییل بود:

بان کی مون دبیر کل سازمان ملل در اظهار نظری آشکار گفت:

" نژاد پرستی انکار حقوق بشر است و می تواند به یک ابزار تبدیل شود . هولوکاست نمونۀ پایدار این انکار است. نژاد پرستی همچنین می تواند به صورت نفرت از یک ملت یا جمعی خاص ابراز شود یهودی ستیزی و یا "هراس از اسلام" اشکال دیگر نژاد پرستی است".

او هم چنین  هشدار داد که نباید صهیونیسم و نژاد پرستی را یکی گرفت!

اهداف اولیه کنفرانس دوربان 2محکومیت اسرائیل نیست بلکه برعکس تلاش برای کمرنگ کردن تاثیرات نتایج دوربان یک که در آن اسرائیل توسط سازمانهای مردم نهاد  به عنوان نژادپرست محکوم شد، است.

3-گستره مخاطبان این کنفرانس:

یکی دیگر از دلایلی که دکتر احمدی نژاد را واداشت در این کنفرانس شرکت کند،گستره مخاطبان آن بود.این همایش از معدود همایشهایی است که علاوه بر دولتها،سازمانهای مردم نهاد را از سراسر جهان در بر می گیرد.حضور هزاران نفر از سازمانهای مردم نهاد و سازمانهای حقوق بشری و تمرکز رسانه ها بر این کنفرانس فرصت ارتباط با لایه های اجتماعی پایین دستی جوامع و توده ها را به جای دولتها برای آقای احمدی نژاد فراهم می کند.

تحریم کنندگان کنفرانس:

کنفرانس ژنو با باحمله اسرائیل و همپیمانان امریکایی،انگلیسی،آلمانی،کانادایی ،ایتالیایی و استرالیایی آن مواجه شده است .هم چنین هلند و زلاند نو نیز این کنفرانس را تحریم کرده اند.

با وجود اینکه امریکا  در جلسات مقدماتی این همایش شرکت می کند تا به نفع اسرائیل در ساختار بیانیه نهایی آن تاثیر بگذارد ولی سازمانهای یهودی امریکا این اقدام را نیز مورد انتقاد قرار دادند .

واکنشها دربرابر  سخنرانی آقای احمدی نژاد در این کنفرانس:

اخلالگران در جلسه

شاید از ابتدا مشخص بود که سخنان آقای دکتر احمدی نژاد در این کنفرانس با مخالفت و جو سازی های جبهه استکبار روبرو شود.اما شدت عصبانیت این جبهه به حدی بود که باعث شگفتی ناظران شد.سخنرانی دکتر احمدی نژاد همراه با انتقاد به ساختار تبعیض آمیز سازمان ملل،انتقاد بر رژیم اتمی جهانی،انتقاد از عملکرد دولت صهیونیستی و نزاد پرستی آن بود.گزارش کامل سخنان دکتر احمدی نژاد را در این لینک بخوانید.

در این سخنرانی در اقدامی خلاف عرف دیپلماتیک  نمایندگان بیست و سه کشورعضو اتحادیۀ اروپا سالن کنفرانس را ترک کردند.این اقدام پیایندهای دیگری در عرصه دیپلماتیک داشت . اولین روز نشست عملاً تحت الشعاع اظهارات رئیس جمهور اسلامی ایران قرار گرفت. دبیر کل سازمان ملل متحد اظهارات دکتر احمدی نژاد را رد کرد و آن را مخالف اهداف چنین کنفرانسی دانست!

در این سخنرانی در اقدامی خلاف عرف دیپلماتیک  نمایندگان بیست و سه کشورعضو اتحادیۀ اروپا سالن کنفرانس را ترک کردند.

در مقابل  شماری از حاضران نیز گفته های احمدی نژاد را ستودند و با کف زدن هایی او را تشویق کردند. در ابتدای گشایش کنفرانس چند نفر با لباس مبدل و بینی های قرمز شده به شکل دلقک با دادن شعار هایی علیه محمود احمدی نژاد و نژاد پرست خواندن او جو سالن را متشنج کردند. که مأموران آنهارا از سالن بیرون بردند.یکی از این افراد تلاش می کرد یک گوجه فرنگی یا شی قرمزی را به سمت رییس جمهور پرتاب کند. اما رییس جمهور ایران با اعتماد به نفس و لبخند به صحبت‌های خود ادامه داد كه این عكس العمل وی با تشویق حضار روبرو شد. عكس ها و فیلم های منتشر شده از

ترک اجلاس توسط اروپاییها

 این افراد به نقل از پلاكاردهای موجود در دست آنان نشان می دهد كه این افراد عضو اتحادیه جوانان دانشجوی یهودی فرانسه هستند‏.‏

این افراد كه كلاه گیس های ویژه دلقك ها را بر سر داشتند، در بین سخنان رییس جمهوری با فریاد زدن برای لحظاتی جو سالن سخنرانی را متشنج كردند‏.‏

این افراد كه مشخص نیست چگونه در سالن اصلی این كنفرانس كه ویژه نمایندگان رسمی كشورها است، حضور پیدا كرده بودند، در پلاكاردها و دست نوشته هایی كه در دست داشتند، حروف UGFD كه مخفف كلمات ‏des‏ ‏union‏ ‏france‏ ‏de‏ ‏juifs‏ ‏etudiants‏ (اتحادیه جوانان دانشجوی یهودی فرانسه) درج شده بود‏.‏

كارگردان تلویزیونی مراسم هم سعی داشت جایگاه خالی كشورهای غربی و چند نفر كه گاهی در جایگاه خبرنگاران فریاد می‌زدند را نشان دهد و به هنگام تشویق پر شور اكثر حاضران، نمایندگان كشورهایی كه با تشویق كنندگان همراهی نمی‌كردند را نشان دهد.

اخلال گران در پلاكاردها و دست نوشته هایی كه در دست داشتند، حروف UGFD كه مخفف كلمات ‏des‏ ‏union‏ ‏france‏ ‏de‏ ‏juifs‏ ‏etudiants‏ (اتحادیه جوانان دانشجوی یهودی فرانسه) درج شده بود‏.‏

 

اخلالگران در جلسه

اما این صحنه ها خللی در روحیه و سخنرانی دکتر احمدی نژاد نداشت و او با اعتماد به نفس و لبخند به سخنرانی خود ادامه داد که با تشویق و نمجید حضار روبرو شد.

این اعتماد به نفس  در داستان دانشگاه کلمبیا نیز از او دیده شده بود.این اعتماد به نفس که حکایت از ایمان آقای احمدی نژاد به گفته ها و اندیشه هایش دارد.یقینی که او را از چنین طوفانهایی سالم بیرون می آورد.طوفان رسانه ها،طوفان دیپلماتیک،طوفان تبلیغات. اما او این گونه می اندیشد:

 

ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی بر کند    چون تو را نوح است کشتی بان زطوفان غم مخور

 

نوشته شده توسط  سایت تبیان

نوشته شده توسط m.r.k.s | لینک ثابت | موضوع: |

اوبامای مخملی،اوبامای چدنی 

مقدمه:

روابط ایران و آمریکا

یکی از مباحث  مهم  پیش رو در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در سال  1388 تعامل و مواجهه ایران و آمریکا است.طلیعه این مساله با پیام نوروزی باراک اوباما رییس جمهور ایالات متحده به روشنی پدیدار می باشد. اگرچه چند روزی از صدور این پیام و واکنشهای مقامات عالیرتبه نظام به آن می گذرد اما خوانش و تحلیل این فعل و انفعالات به ترسیم چشم اندازهای پیش رو در عرصه این روابط می پردازد و ما را در ارائه چارچوب تحلیلی مناسب برای پیش بینی ها یاری می دهد.اهمیت این موضع آن قدر فراوان است که مقام معظم رهبری در سخنرانی خود در حرم رضوی یکی از آزمون های بزرگ انقلاب را چگونگی تعامل و مواجهه با آمریکا دانستند.

مقام معظم رهبری در سخنرانی خود در حرم رضوی یکی از آزمون های بزرگ انقلاب را چگونگی تعامل و مواجهه با آمریکا دانستند.

پیام نوروزی اوباما:

حال به بررسی پیام نوروزی باراک اوباما و اهداف و نتایج آن و واکنشهای ایران به این پیام می پردازیم .اگرچه دادن پیام  توسط روسای جمهور قبلی آمریکا در عید نوروز به ایرانیان  مرسوم بود اما اکثر این پیامها ویژگیهای شعاری و غیر سازنده داشت.در اکثر این پیامها  مردم ایران مخاطب قرار گرفته شده و برای آنان آرزوی آزادی و رفاه و رهایی از دست حاکمان فعلی می شد!مثلا جرج بوش در پیام نوروزی سال گذشته اش این چنین گفت:

اگر چه آمریکا همیشه از مردم ایران در راه آزادیخواهی پشتیبانی می کند، اما هیچ گاه از تلاش دولت ایران برای دستیابی به سلاح هسته ای حمایت نخواهد کرد....ایالات متحده آمریکا سال نو را به همه ایرانیان تبریک می گوید. مردم آمریکا برای مردم و تاریخ و فرهنگ ایران احترام قائلند. اما ما مشکلاتی با دولت ایران داریم. چرا که دولت ایران با تهدید و تمهید تصمیماتی گرفته و عملکردی داشته که مردم ایران را منزوی کرده است!

با این سابقه تاریخی به نظر می رسد پیام فعلی اوباما دارای ویژگیهایی است که آن را از پیامهای مشابه متمایز کرده است .این ویژگیها باعث می شود که تحلیل و تبیین آن برای ترسیم چارچوب آینده روابط ایران و آمریکا دارای اهمیت باشد:

1-پذیرش برآمدن رهبران ایران از میان مردم و مشروعیت حاکمیت آنها:

باراک اوباما در حال ارائه پیام نوروزی

دولت بوش همواره با جدادانستن ملت و دولت ایران ، مستقیما به مردم ایران پیام می داد و با مردم ایران سخن می گفت اما این مرتبه اوباما علاوه بر مردم رهبران ایران را نیز مخاطب قرار داده و می گوید : تمایل دارم كه با مردم ایران و رهبران جمهوری اسلامی ایران مستقیما صحبت كنم .این مساله با رویکرد پیشین بوش دارای تفاوت است.اوباما برای اولین بار در لفظ به این مساله تصریح کرده است.

2-پذیرش واقعیت  نظام جمهوری اسلامی ومشروعیت آن پس از 30 سال:

اگرچه بیش از 30 سال از انقلاب اسلامی ایران  گذشته بود اما ایالات متحده از موضع استکبار، واقعیت و مشروعیت نظامی حقوقی و سیاسی جمهوری اسلامی را برنمی تافت و از الفاظی مانند رژیم ایران،حاکمان فعلی ایران و ... استفاده می کرد.اما در پیام اوباما دو بار به تعمد از لفظ رهبران جمهوری اسلامی یاد می شود.از آنجا كه اوباما رهبران جمهوری اسلامی را مخاطب قرار داده است ، پس مشروعیت حكومت ایران را نیز پذیرفته است و این مرتبه حداقل در ظاهر سخنی از تغییر رژیم در ایران نیست. امری که بارها جرج بوش در پیام نوروزی خود بر آن تاکید می کرد.باراك اوباما با استفاده از واژه جمهوری اسلامی برای اولین بار  انتخاب مردم ایران را به رسمیت شناخت .اقدامی كه دولت های پیشین آمریكا برای جلوگیری از مشروعیت بخشی به حكومت ایران آن را انجام نمی دادند.

اگرچه بیش از 30 سال از انقلاب اسلامی ایران  گذشته بود اما ایالات متحده از موضع استکبار، واقعیت و مشروعیت نظامی حقوقی و سیاسی جمهوری اسلامی را برنمی تافت و از الفاظی مانند رژیم ایران،حاکمان فعلی ایران و ... استفاده می کرد.اما در پیام اوباما دو بار به تعمد از لفظ رهبران جمهوری اسلامی یاد می شود.

3-تقاضا برای ایجاد ارتباط ظاهرا بدون پیش شرط:

یکی از نقاط کلیدی این پیام تقاضای رییس جمهور ایالات متحده برای رابطه مستقیم و تعامل با ایران است.

 اوباما در این پیام می گوید:

دولت من اکنون به دیپلماسی متعهد است که طیف کاملی از مسائلی را که پیش روی ماست مورد بررسی قرار می دهد و در صدد ایجاد یک پیوند سازنده میان ایالات متحده، ایران و جامعه جهانی است. این فرایند با تهدید به پیش نمی رود. به جای آن ما خواستار برقراری ارتباطی صادقانه و مبتنی بر احترام متقابل هستیم.

تا پیش از این، شرط ورود به مذاکره و گفتگو میان ایران و آمریکا، در تبیین مصداق ها و پیش شرط خلاصه می شد. آمریکا برای مذاکره با ایران پیش شرط هایی مبنی بر تعلیق غنی سازی اورانیوم، عدم دخالت در عراق و حمایت نکردن از گروه حزب الله را پیش می کشید .که البته ایران نیز ضمن بی رغبتی به مذاکره با آمریکا پیش شرط هایی چون رفع تحریمها و یا بازگشایی حسابهای مسدود ایران در آمریکا را مطرح می کردند.حذف این پیش شرطها از نکات مهم این پیام است.

4-تکرار ادعاهای پیشین درباره ایران:

اگرچه این پیام در سیاق کلام تفاوتهایی با سخنان بوش دارد اما مانند او به ناگاه به مسیر اصلی خود باز می گردد و اتهامات تکراری را به ایران وارد می سازد.این بیت تکرار ترجیع بند دستگاه سیاست خارجی ایران علیه ایران است.اگرچه تلاش شده است تندی برخی لغات حذف گردد اما در عمل راه طی شده توسط اسلاف توسط اوباما نیز طی شده است:

شما دارای چنین حقی هستید اما این حق با مسئولیت های واقعی همراه است و به این جایگاه نه از راه ترور یا به کمک جنگ افزار، بلکه از طریق اقدامات مسالمت آمیز که نشان دهنده و معیار سنجش این بزرگی حقیقی ملت و تمدن ایران است می توان دست یافت.بزرگی، توانایی برای ویران کردن نیست، نشان دادن توانایی شما برای ساختن و آفریدن است.

این امر از نکات منفی این پیام است.

5-استفاده از گزاره ها و نمادهای فرهنگی ایران برای ایجاد حس اعتماد و جذب مخاطب:

با تحلیل محتوای سخنان آماده شده برای اوباما می توان به این نکته رسید که تیم طراح پیام با رویکرد جذب مخاطب عامی،فرهیخته و سیاست سازان دستگاه سیاست خارجی ایران به نگارش پیام دست زده اند.تاکید بر وجوه مثبت تمدن و فرهنگ ایرانی، تمرکز بر نوروز و شناخت آن توسط اوباما به منظور حس همگرایی فرهنگی،ارجاع به شعری از سعدی و درنهایت سخن گفتن به زبان فارسی با لفظ عیدتان مبارک! از برنامه های از پیش طراحی شده تیم اوباما به منظور جلب مخاطب ایرانی و اعتمادسازی همدردانه بود.

با تحلیل محتوای سخنان آماده شده برای اوباما می توان به این نکته رسید که تیم طراح پیام با رویکرد جذب مخاطب عامی،فرهیخته و سیاست سازان دستگاه سیاست خارجی ایران به نگارش پیام دست زده اند.

پاسخ مقام معظم رهبری به این پیام و سایر اقدامات مشابه آمریکا:

این پیام  در کنار سایر سخنان اوباما در بخشی از سخنان مقام معظم رهبری در اولین روز سال نو در صحن رضوی مورد مورد اشاره قرار گرفت.از آنجا که مقام رهبری طبق قانون اساسی در بالاترین سطح و ناظر بر فعالیت قوای سه گانه و نیروهای مسلح بوده و تعیین خط مشی ها و خطوط کلی حرکت نظام را بر عهده دارد ،خطوط مهم جهت گیری نظام در قبال رابطه با آمریکا جهت برنامه ریزی برای  آینده  نیز توسط ایشان تبیین می گردد.

با توجه به این مساله نقاط کلیدی سخنان مقام معظم رهبری  جهت ادراک موضع ایران مرور می گردد.

1-وجود سابقه منفی از رفتار دولت آمریکا در قبال ایران پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی:
مقام معظم رهبری در حال سخنرانی در صحن رضوی

نکته اول مورد اشاره وجود سوابق منفی آمریکا می باشد.مواردی مانند تحریك مخالفین پراكنده‏ى جمهورى اسلامى و كمك به حركتهاى تجزیه‏طلب و تروریستى، تصرف و حبس دارائى‏ها و اجناس ایران،نشان دادن چراغ سبز به صدام برای حمله به ایران،حمله به هواپیمای مسافربری ایران،ارسال سلاح به منطقه،تحریم 30 ساله ایران،تبلیغات و اهانت به مقامات ایران،حمایت از اسراییل و ... ذهن ایرانیان را نسبت به دولت آمریکا به صور کلی منفی و بدبین کرده است.حذف این سابقه فقط با کلمه درمانی امکان ندارد.

2-عدم ورود ایران به بازی چماق و هویج:

نکته بعدی که در موضع گیری مقام معظم رهبری مشهود است عدم ورود ایران به بازی چماق و یا هویج سیاستگذاران خارجی ایالات متحده است. این موضع در بیان ایشان به روشنی واضح است:الان دولت جدید آمریكا می گوید ما مایلیم با ایران مذاكره كنیم، بیائید گذشته را فراموش كنیم. می گویند ما به سمت ایران دست دراز كردیم. خوب، این چه جور دستى است؟ اگر دستى دراز شده باشد كه یك دستكش مخمل رویش باشد، اما زیرش یك دست چدنى باشد، این هیچ معناى خوبى ندارد.

این نگاه حاکی از آن است که در عالی ترین سطوح تصمیم گیری در ایران ، این رویکرد وجود دارد که وارد سیستم دوگانه برخورد ایالات متحده و بازیهای پیچیده آنها نشوند.

نکته بعدی که در موضع گیری مقام معظم رهبری مشهود است عدم ورود ایران به بازی چماق و یا هویج سیاستگذاران خارجی ایالات متحده است.

3- عدم کفایت حرف و لزوم ورود به حوزه عمل:

ایران از حرف درمانی و شعار درمانی جهت بهبود روابط  استقبال نکرد.ایران جهت ادراک حسن نیت و عدم ورود به بازی چماق و هویج آمریکا نیازمند دریافت سیگنالهای عملی برای  اعتماد جهت تعامل است:

 اولاً تغییر در الفاظ كافى نیست - كه حالا ما چندان تغییرى در الفاظ هم ندیدیم - تغییر باید تغییر حقیقى باشد. ...تغییر نباید فقط لفاظى باشد، نباید با نیتهاى ناسالم باشد. یك وقت بگویند ما میخواهیم سیاست خودمان را تغییر دهیم، اما هدفها را عوض نمیكنیم، تاكتیكها را عوض میكنیم؛ این تغییر، تغییر نیست؛ این خدعه است. یك وقت تغییر، تغییر واقعى است؛ آن وقت باید در عمل مشاهده شود.

در نهایت نیز از سوی ایشان  مسائلی مانند  رفع تحریمها و یا آزادسازی اموال بلوکه شده به عنوان نمونه هایی از اقدامات عملی معرفی شد.

مقام معظم رهبری:ما سابقه‏اى از دولت جدید و رئیس جمهور جدید آمریكا نداریم؛ نگاه میكنیم، قضاوت خواهیم كرد

4-تصمیم گیری در باره مسائل اصلی با عقلانیت و نه احساسات:

یکی از اصلی ترین نکاتی که ایشان مطرح کردند این بود که ایران درباره مسائل اصلی خود با عقلانیت تصمیم سازی می کند:

ما در زمینه‏ى مسائل مهمِ خودمان احساساتى نیستیم؛ از روى احساسات تصمیم نمیگیریم؛ ما با محاسبه تصمیم میگیریم.

این مساله شاید یکی از اصلی ترین گزاره های سخان رهبری است و بدان معنا می توان تفسیر گردد که  هم چنانکه سخنان جذاب ،برنامه ریزی شده و نوروزی شما موجب نمی گردد که  ما هیجان زده شویم و صرفا با کلمه درمانی آن هم ناچیز دچار احساسات شویم در برابر اقدامات واقعی و همراه با تغییر واقعی آمریکا نیز بدون احساسات و عقلانی بر خورد خواهد شد .البته نه در حرف و نه عمل این امر روی نداده است:

ما سابقه‏اى از دولت جدید و رئیس جمهور جدید آمریكا نداریم؛ نگاه میكنیم، قضاوت خواهیم كرد. شما تغییر كنید، ما هم رفتارمان تغییر خواهد كرد. شما تغییر نكنید، ملت ما این سى سال را روزبه‏روز آبدیده‏تر و متحمل‏تر و قوى‏تر و باتجربه‏تر شده است.

مقام معظم رهبری:ما در زمینه‏ى مسائل مهمِ خودمان احساساتى نیستیم؛ از روى احساسات تصمیم نمیگیریم؛ ما با محاسبه تصمیم میگیریم.

5-حذف صهیونیستها از صحنه تعامل ،شرط مفاهمه:

اجتماع مردم در صحن رضوی

یکی از مهم ترین اصول در سیاستگذازی خارجی تحلیل مخاطب و نیات و برنامه ها و بازی های اوست.رشته های دانشگاهی و روشهای کامپیوتری و روانشناسانه ای برای تحلیل نیات ،اهداف و سخنان رهبران به وجود آمده و علاوه بر متن سخنرانی ها تحلیلهای روانشناسانه و تحلیل محتوا نیز به دست سیاستگذاران خارجی می رسد. این تحلیلها برای تصمیم گیری اکثرا از خود متن از اهمیت بیشتری برخوردار است. از نگاه رهبران نظام اسلامی ،در دستگاه سیاست خارجی آمریکا صهیونیستها و عوامل آنها از این نقش و جایگاه برخوردارند و لذا تحلیلها و گزارش آنها غرض ورزانه است:

نصیحت من به مسئولین آمریكائى - چه رئیس جمهور و چه دیگران - این است؛ روى این حرفها با دقت فكر كنید، بدهید برایتان ترجمه كنند - البته به صهیونیستها ندهید ترجمه كنند! - از انسانهاى سالم مشورت بخواهید، نظر بخواهید. تا وقتى دولت آمریكا روش خود را، عمل خود را، جهتگیرى خود را، سیاستهاى خود را، مثل این سى سال علیه ما ادامه دهد، ما همان آدم سى سال قبل، همان ملت این سى سال هستیم...

مقام معظم رهبری:اولاً تغییر در الفاظ كافى نیست - كه حالا ما چندان تغییرى در الفاظ هم ندیدیم - تغییر باید تغییر حقیقى باشد

نتیجه گیری:

اگرچه باراک اوباما در پیام نوروزی خویش با وجود تکرار اتهامات  تلاش برای دسترسی ایران بمب هسته ای و یا ترور،کوشید متفاوتتر سخن بگوید و لحن خود را متعادلتر سازد،اما به نظر می رسد از سوی ایران این رویکرد ایالات متحده به عنوان یک قطعه از پازل سیاست چماق و هویچ و دست چدنی در پوشش دستکش مخملی ادراک گردیده است.این مساله ریشه در واقعیتهای 30 ساله سیاست خارجی آمریکا علیه ایران دارد.سیاست  خارجی ایالات متحده پس از پیروزی انقلاب اسلامی در قبال ایران رویکردی تخاصمی،منازعه جویانه و حتی خشن داشته است.به نظر می رسد دولت اوباما با توجه به نیاز خود به ایران برای حل مسائل افغانستان و عراق و با توجه به محدودیتهای دوران بحران بزرگ اقتصادی باید به اقدامات عملی،واقعی و ابتکاری برای ایجاد حس اعتماد اقدام نماید و از تعقیب سیاست چماق و هویج  منصرف گردد. این تغییر نیاز به تغییر در در ماهیت سیاست خارجی آمریکا دارد.تغییری که انجام آن در کوتاه مدت بعید به نظر می رسد.

نوشته شده توسط m.r.k.s | لینک ثابت | موضوع: |